اینک آن انسان



اینک آن انسان


    متن آهنگ اینک آن انسان از شاهین نجفی

    با بی نه بی با نه با بااز حسی که نمونده چیزی بر جا

    از من که شکستم و غربت سنگینو شب گریه های بی صدا

    از فاصله حاصل حوصله سر رفتاز نعشی که بر باد تو هوا

    از آدمی که لش شده روی تختم و رخوت سخت خیره توی چشمها

    من هیچ وقت آدم نبودم و نمیشمتو هم دنبال یه آدم دیگه باش حوا

    مریم قلب تو باکره نبود واز من نخواه بشم که مثل عیسی

    از من بترس از این هیچ مطلق من گم شدم توی کتابای کافکا

    از من چیزی نساز که نیستماز این سوء تفاهم از این اشتباه



    حالا منمو بار هستی و این عذابسر در گم و مبهوت و بی جواب

    تو هم دست بکش از این عشق رو به زوالدیگه هیچ چیزی مهم نیست بگیر بخواب



    به این سایه که به جای من داره مینویسهبگو خط بزنه اسمم و از قصه

    من و سایم و سیگار پشت سیگار شعر یعنی سرفه ی خشک خودکار

    این شب دست نمیکشه دست از سرماگه از شب نگم از سگ بدترم

    من تیر آخرم از کمون آرشبذار رها بشم ببین تا کجا میرم من

    چشمامو گره میزنم به ماه دیگه فکر نمیکنم به راه و چاه

    من رفتنیم و رفتن رسممهتو میمونی اما با حسرت نگاه

    منو با کوتوله های اطرافت نسنجاز لختی خشک این حرفام نرنج

    که هیچوقت منو نمیفهمن بسههر چی چشم تو چشم این دسته

    دوختم و لب دوختم و سوختم بیصدا سر در گم و غمگین و بی جواب

    تو هم دست بکش از این عشق رو به زوالدیگه هیچ چیزی مهم نیست بگیر بخواب



دانلود آهنگ اینک آن انسان شاهین نجفی
به اشتراک گذاری آهنگ اینک آن انسان

Suggest Correction of Einak aan Ensaan Name or Credits